فرهنگ جاری در فضای کسب و کار ایران به یک قرن قبل باز میگردد. فرهنگی که فقط به فروش فکر میکند و در آن شناسایی اصولی مشتریان، توجه به نیاز مشتری، تجربه خوب مشتری و ایجاد جایگاه درست ما در قلب و ذهن مخاطبمان نادیده گرفته میشود. سوالی که در ذهن ایجاد میشود این است که انتخاب صحیح مشتری به چه معناست؟ با یک مثال ساده مسئله را شرح میدهیم. فرض کنیم ما محصولی داریم با کیفیت مناسب و قیمت بالا وقتی این محصول به مشتری ای که معیار انتخابش تنها قیمت است ارائه میگردد و فروشنده با توانمندی خاص خود میتواند آن محصول را به مشتری مذکور به فروش رساند، وقتی مشتری از فضای خرید خارج شد و به هزینه تحمیل شده فکر میکند احتمالا حس بدی به او دست خواهد داد و نارضایتی پدیدار خواهد شد. ما محصول با کیفیتی را فروخته ایم ولی به فردی که ظاهرا مناسب نبوده است. این مثال فقط با توجه به متغیر قیمت و کیفیت بیان شده و متغیرهای بسیاری موجود است. این متغیرها شامل برند، نوع جنس، نوع تکنولوژی، نوع امکانات، نوع خدمات، گارانتی و پشتیبانی و ... میباشد که هر مشتری توقع و نیاز خاص خود را دارد و در این بازار رقابتی اگر بتوانیم جامعه هدف خود را درست شناسایی نماییم میتوانیم مشتریانی وفادار با میزان رضایتمندی بالا داشته باشیم.
وقتی فیلیپ کاتلر مفهوم مبادله ارزش را مطرح کرد خیلیها فقط به کالا و خدمات می اندیشیدند. در صورتیکه این مفهوم فرای اینهاست. بازاریابی یک فرآیند اجتماعی است که نیاز را شناسایی و با ارائه ارزشی خاص آن را مرتفع می نماید و در کنار خود سود آوری به همراه دارد.
در این فرآیند باید نیاز و خواسته مشتری شناسایی و بر اساس آن برنامهای در جهت رفع این نیاز با توجه به رضایتمندی مشتری تدوین کرد.
دکتر امیر اخلاصی استاد گرانقدر اینجانب در دانشگاه تهران، بازاریابی را فلسفه ای می داند که در آن صاحبان کسب و کار سودآوری خود را تنها در ارائه ارزش به مشتری و تامین انتظارات او میداند.
بیایید زندگی یک زنبور عسل را تحلیل نماییم. زنبور شهد گلها را نوشیده و در بدن خود فرآوری و محصولی با کیفیت تحت عنوان عسل تولید و در کندو انبار مینماید. کار به همینجا ختم نمیشود.
زنبور فعالیت مهم دیگری هم در طبیعت دارد.
گرده افشانی مهمترین وظیفه زنبور عسل است و طبیعت خود را مدیون این حشره میداند.
در دنیای بالغ کسب و کار علاوه بر سودی که نسیبمان میشود باید برای اکوسیستم کسب و کار مفید باشیم که هم میتوانیم خودمان را توسعه دهیم و هم موجب رشد و سازندگی محیطمان شویم.
مشاهدات ما نشان می دهد صاحبان کسب و کار در ایران تا به امروز کمتر به تامین انتظارات و یا رضایت مشتریان توجه کردهاند و ما سعی بر این داریم تفکر مارکتینگی را در سازمان های کوچک و متوسط جاری نماییم.
به گفته کاتلر نقش بازاریابی هدایت مشتریان در طول سفرشان از مرحله آگاهی از یک محصول\ خدمات تا حمایت از آن محصول\خدمات است.
به زبان دیگر در عصر حاضر باید به جایی برسیم که مشتریان علاوه بر خرید، مبلغان و حتی مدافعان محصولات ما باشند.
تدوین برنامه بازاریابی، شناسایی مشتریان هدف، تحلیل مشتریان و شناسایی پرسونا، جایگاه یابی و فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ، PR، تولید محتوا خدماتی ست که تیم ما در این حوزه به مشتریان خود ارائه مینماید.
